هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
85
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
« ترامواى » گرفتيم . بهتر از ترن است . راه باصفايى داشت . رسيديم [ به ] بوليو و از آن جا ترامواى مخصوص ديگر دارد ، گرفته ، رفتيم به كاپ « 1 » فرا ، يعنى دماغه . زمين باريك بلندى است توى دريا رفته ، [ كه ] همهطرف او آب است . هتل بزرگ خوبى با باغ بسيار قشنگ پر از گل در انتهاى كاپ بود . رفتيم آنجا ، گردش كرده ، چاى بخورم . معلوم است باغ روى بلندى و مشرف به دريا است . راه پيچپيچى ساختهاند [ كه ] پايين مىرود تا لب دريا . پايم درد مىكرد ، نتوانستم پايين بروم . از جاى بلندى كه سكو مانند پايين باغ ساختهاند ، ساعتى دريا و اطراف را نگاه كردم . خيلى خيلى باغ باصفا و جاى اعلايى است . چاى را در توى هتل كه موزيك مىزدند ، خورده ، بيرون آمده ، ترامواى گرفته ، روانه نيس شديم . روز چهارشنبه ، 26 فوريه 1913 م . ؛ [ 19 ربيع الاول 1329 ه . ق . ] صبح جايى نرفتم . ابر است . بعد از نهار ، با يحيى خان و دختره بيرون رفتم . يحيى خان رفت خانهء فيروز ميرزا ، كه آمده است در همين نزديكىهاى هتل ما ، منزل در يك آپارتمان دارد . من و فرانسواز رفتيم توى شهر و كنار كه . فردا پنجشنبه عيد گل خواهد بود . كنار كه ، به مسافت زيادى تختهبندى كرده ، روى او را جاى نشيمن براى مردم درست مىكردند . گفتند براى جاى فردا بليت بايد خريد . جاى فروش او را سراغ كرده ، براى خودم و دخترك بليت خريده ، روانهء هتل شديم . نزديك غروب و سرد شده [ بود ] . روز پنجشنبه ، 27 فوريه [ 1913 م . ؛ 20 ربيع الاول 1329 ه . ق . ] امروز هوا ابر غليظى دارد [ و ] باران هم مىبارد . گاهى قدرى روشن مىشود ، اما مشكل باز بشود . اگر اينطور باشد ، عيد را موقوف و به روز ديگر مىگذارند . تا ظهر گاهى باريد و گاهى ايستاد ؛ ولى معلوم كرديم عيد موقوف شده [ است ] .
--> ( 1 ) . كاپ Cap ) يا ( Cape ، يعنى دماغه . نقطه يا قطعهاى از ساحل كه در دريا پيش رفته باشد . به اين عارضه « رأس » نيز مىگويند . ( فرهنگ گيتاشناسى ، 59 )